تبليغاتX
.ღ♥.ღ lovely girls.ღ♥.ღ


.ღ♥.ღ lovely girls.ღ♥.ღ

ღღدوستانهღღ




سلام به همه ی دوستای  گلم
امروز دست پر اومدم پیشتون


دیشب داشتم مجله ی موفقیت رو میخوندم
یکی دوتا از مطالبش توجه هم رو به خودش جلب کرد
گفتم که توی وبلاگم بنویسمش

اول از همه اینکه  باید یه خبر خووب به همه ی علاقه مندان فضا و این حرفا باید بگم که
ناسا اعلام کرد علافه مندان می توانند برای ارسال نام های خود به فضا در وبسایت این سازمان مراجعه کنند .
مسوولان ناسا قصد دارند با ماهواره های فضایی که در سال آینده به فضا پرتاب میشود نام انسانهای عاری را به فضا بفرستند علاقه مندان میتوانند از اول نوامبر(11 آبان خودمون)به آدرس اینترنتی   polls.nasa.gov    مراجعه کرده . نام و اطلاعات شخصی خود را در باکس ویژه این طرح جدید تایپ کنند
ما که رفتیم فضا هر کسی دوست داشت بیاد پیش ما .....


مطلب دیگه اینکه به این شماره ها توجه کنید که چه جالبند
کلماتش رو جورکنید ببنید که چه جمله ی زیبایی میشه


4 32 1 12 2 31 16 32 28 31 10 32 1 2
28 16 1 2 31 4 16 10 32 26 31 13 1 4
16 1 31 28 31 31 25 32 29 1 10 2 10 32 1 2
4 15 1 29 32 1 12 19 1 9 31 2
:28 32 30 26 2 31 25
"28 12 1 10 4 4 15 31 10"


الف:1... ب:2...پ:3....

برید حالشو ببرین

راستی از دوست با معرفتم نوید جون ممنونم تولد وبلاگم رو تبریک گفت خودم هم یادم نبود مرسی عزیزم

وبلاگ جونم تولدت مبارک .... دوستت دارم الهی فدات بشم من
خیلی خوب و ماهی


موفق باشید


مهشید......
نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 10:41 AM توسط ღمهشیدღ| |

 

سلام دوستای گلم

راستش اومدم خونه ی مادر بزرگم همه رفتن عروسی اما من هر کاری کردم برم اصلا حس عروسی رفتن نداشتم تا جلوی ماشین رفتم موقع سوار شدن دیدم واقعا دلم نیست که برم

برگشتم تمام مو و صورتو همه رو شستم ....

اومدم اتاق خالم گفتم بیکار نباشم بیام یه سری به وبلاگم بزنم اخه شب اینجا میمونیم برای همین تا اونا بیان خیلی وقت دارم که بیکار باشم

هرچی هم گشتم توی این کامپیوتر خالم یه مطلب به درد بخور پیدا نکردم ... نمیدونستم  که میخوام به روز کنم وبلاگم رو وگر نه که کلی مطلب خونه داشتم.....

برام دعا کنید

نمیدونم میتونم یا نه اما شروع به نوشتن کردم

نوشتن  یه داستانی که نمیدونم قراره به کجا ختم بشه

اما میخوام این بار تمومش کنم

میخوام دفترچه ی قصه ی مهشید رو برای همیشه ببندم و تمومش کنم

اخه دیگه مهشید باید برای همیشه بره

خیلی وقته که دارم توی لحظه زندگی میکنم

لحظه ای که شاید هیچ وقت دیگه نباشه

فرصت کمه نه فقط برای کسایی مثل من برای همه

اما یکی زود میفهمه یکی دیر یکی هم که اصلا نمیفهمه

خیلی بده توی این سن با لحظه ها بازی کردن ... لحظه هارو شمردن... فرصت کم داشتن... به نبودن فکر کردن...

اگه دیدم داستانم چیز خوبی از آب درومد یه وبلاگ دیگه باز میکنم داستان رو اونجا مینویسم نمیخوام اینجا به داستان و رومان کشیده بشه

هرچند که یه مدته که خیلی خودمونی شدم اما دیگه روال وبلاگ برمیگرده از اپ بعدی به روال همیشگیه خودش...  اخه وبلاگم داره مثل خودم تنها میشه اما هر چی هست که خیلی دوستش دارم

از نظر لطف دیگران هم ممنونم

دوست خوبم چشم یکمی توضیح راجع به خودم هم مینویسم حتما

نوید جان (تابالوگای بد شانس) چه خوب کاری کردی که اسمت رو عوض کردی خیلی تعجب کردم خوبه که فهمیدی تنوع لازمه من کارتون تابالوگا رو دوست داشتم .. هدفت چی بود از این تابالوگا؟ تا جایی که یادمه نه عاشق بوده نه بدشانس بوده (تازه همیشه هم اون برنده بود حرس اون ادم برفیه رو در میاورد همیشه) نه ویتامین خاصی داشته نه قیافه ی جذابی داشته(با اون بینیه زشتتش که اگه ۱۰۰ بارم عمل کنه عمرا قیافه بگیره) تازه سبزم که بود وای وای چه تیکه ای نوید بیخیال شو بیا با هم دوستای خوبی باشیم بزار سیندرلا خیلی خوشگل بود ...

 

موفق باشید....

 

 

                              مهشید جون .....

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 9:3 PM توسط ღمهشیدღ| |




زندگی بهتر از این نمیشه




جدی جدی بهتر از این نمیشه



 
نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 2:35 PM توسط ღمهشیدღ| |


Design By : Night Skin


Get your own Chat Box!